محمد قنبرى
446
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كردم : « المحتج بكتاب اللَّه على الناصب » و در پاورقى اشاره كردم كه اگر كسى علاقهمند باشد به مآخذ اين نام و نشان مراجعه نمايد . در رابطه با همين درك قرآن چند جزوه هم پرداختهام كه از جمله كتاب ارشاد و كتاب هفت آسمان و كتاب جبر و اختيار است ، و كتاب عظيم ديگرى در شرح رستاخيز و معاد جسمانى كه چاپ آن هزينه هنگفتى مىخواهد و تهيهء آن از عهدهء من خارج است تا خدا چه خواهد ، زيرا يا بايد به صورت كتاب مصور درآيد و يا به صورت فيلم عرضه شود تا بتواند جالب و مفيد باشد . اين مسائل را به صورت درس در مسجد جعفرى قيطريه مشروح و مفصل طرح كردهام . فكر نمىكنم كه بيش از اين صلاح باشد در اين زمينه حرف بزنم . كيهان فرهنگى : به نظر شما از چه تاريخى جعل حديث رواج يافته است ؟ استاد بهبودى : حديث جعلى رشتههاى مختلفى دارد با انگيزههاى مختلف . هر رشتهاى در زمان خاصى شروع شده و كم كم رواج كامل يافته است ، لذا هر رشته را بايد جداگانه پىجويى كرد . در يك رشته درسهايى كه براى دانشجويان تربيت مدرس القا كردهام - و جزوهء آن به 70 صفحهء رحلى بالغ مىشود - شرح كاملى از شناخت اسناد را عرضه كردم . اگر خدا بخواهد و چاپ شود ، براى همه مفيد خواهد بود . اگر مايل باشيد مختصرى در اين زمينه بحث مىكنيم . حديث جعلى گاهى به وسيلهء شخص و يا اشخاصى تهيه مىشود كه منظور سياسى دارند . گاهى به منظور سودجويى و كسب وجاهت ، از سخنان فلاسفه و كتابهاى متروك سلف و يا دانشمندان طب و داروشناسى و يا دانشمندان كيهانشناسى قديم استخراج شده است ، و بعد از پيراستن آن به صورت حديث ، سندى بر آن سوار نموده به طالبان حديث جا زدهاند . در رابطه با تشويق مردم به تلاوت قرآن كه صداى آواى قرآن مانند آواى زنبور عسل از خانهها بلند باشد ، احاديثى جعل شده است . اينگونه احاديث در عهد اول پايهگزارى شده است ، به دست آنان كه با پرچم « حسبنا كتاب اللَّه » به ميدان آمدند كه تازه مسلمانها را از مراجعه